نگرانم
سلام دخترم. مثل فرشته ها خوابیدی و من دارم از نگاه کردن بهت لذ ت می برم. امروز روز سختی بود. هم برای تو و هم برای من. تو آزمایشگاه وقتی بردنت تو اتاق بعد از چند لحظه صدای جیغت بود که قلب فرشته رو به درد آورد تو اون تو جیغ می زدی و من پشت در زار میزدم. تو دو مرحله ازت خون گرفتن. خیلی اذیت شد. وقتی اومدیم خونه تا یه ساعت سر کوچکترین چیزی زار میزدی.تموم شد. امیدوارم که جواب آزمایشات خوب در بیاد.
خدایا تو این شبهای مبارک مریضی هیچ بچه ای رو به مادرش نشون نده.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نگرانم
